معلم امروز

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

هر لحظه در فکر توام. با تو
نویسنده : معلم امروز - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٥
 

من همیشه به تو فکر می کنم
به خیال پاک و عارفانه ام
به بهانه ام برای رستگار شدن ،در کشاکش مطلق روزمرگی و بیهودگی
من هر لحظه به تو فکر می کنم.

 


 



 
 
در وصف عشق تو
نویسنده : معلم امروز - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٥
 

 

مادرم می گفت :
عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب
اما حالا هزار شب است پشیمانم
که چرا یک شب عاشقی نکردم

" دکتر علی شریعتی "

 



 
 
به عشق تو فقط
نویسنده : معلم امروز - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢۳
 

 

در کنار ساحل دریای غم

قایقی میسازم از دلواپسی

بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

یک مسافر از دیار بی کسی

 

 

چنان ﭼﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻨﻢ ﮐﺮﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ

که ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺳﮑﻮﺕ ﺗﻠﺦ ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ …


 
 
تقدیم به ماه من
نویسنده : معلم امروز - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢۳
 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

 

 

 


 
 
یه خیال تو
نویسنده : معلم امروز - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۸
 

سلام به تنهایی.

این روزا با دلم می جنگم.جنگی نابرابر. جنگی بی انتها.

راستش را بگویم. دوباره دلم به هوای کسی بلندشد.

به خیال ساده می ماند. مغرور نیست اما دلش پر از احساس است.

چند روز از اشنایی ما نمی گذرد اما انگار یه دنیا با هم اشناییم.

هنوز بهش نگفتم تو.با لفظ شما صدایش می کنم اما شما نیست که. توی هزار ساله اشناست

بماند. پرحرفی موقوف

 


 
 
تقدیم به تو.
نویسنده : معلم امروز - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٧
 

برای دل خودم می
نویسم

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه
گاهم نیست

برای دلی که دلتنگم
نیست

برای دستی که نوازشگر
زخم هایم نیست

برای خودم می نویسم

بمیرم برای خودم که
اینقدر تنهاست

تقدیم به تو که خودت می دانی همه وجودمی(ف ف ف ف)

راستی مبارکت باشه


 
 
بدون شرح
نویسنده : معلم امروز - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۳
 


 
 
اجازه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من خسته شدم
نویسنده : معلم امروز - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۳
 

 

یــــــاد ســـــهراب بـــــخیر

آن سپـــــهری کـــــه تـــــا لحـــــظه ی خـــــاموشـــــی گفــــتـــ:

تـــــو مـــــرا یـــــاد کنـــــی یـــــا نکـــــنی

بـــــاورت گـــــر بشـــــود یـــــا نشـــــود

حـــــرفی نیــــــــــستـــــ ...

امـــّـــــا

نفـــــســـــم میـــــگیـــــرد

 

 

 

 


 
 
به خیال تو ارامم
نویسنده : معلم امروز - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۳
 

خیال تو 

 

پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست

حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست

شعر زلال جوشش احساس های من

از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست

یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است

این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست

خم شد- شکست پشت دل نازکم  ولی

بار غمت ـ عزیز تر از جان ـ کشیدنی ست

من در فضای خلوت تو خیمه می زنم

طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست

تا اوج ، راهی ام  به تماشای من بیا

با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست

 


 
 
یه دنیا دلم گرفته
نویسنده : معلم امروز - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۳
 

تو همان آرزویی هستی

که مانند مژه بر گونه ام افتاده ای

می پرسند کدام چشم ات را می خواهی؟

می گویم چپی را

اما از گونه ِ راستم "بَرت" میدارند و می گویند:

"او هیچ وقت بر آورده نمی شود"

و من همچنان

با صبوری

در حسرت بر آورده شدنت

  افتادن مژه ای دیگر از پلک ام را

انتظار میکشم

مثل پاییـــــــــــــــز

مثل درختان

مثل پاییز و برگریزان درختان
 

 


 
 
← صفحه بعد